|
تو شقیقه های تو موی سفیده خانومی
پیر شدی به پام اینم از تو بعیده خانومی
دل سپردن به غریبه ها شده بازی برات
وعده هات دروغه ... پوچه ... بی امیده خانومی
چاقو رو غلاف بکن ! مرده که شارگ نداره
آره مردم واسه تو... رسم جدیده ! خانومی
اون روزا رو یادته ... یه عکس کنار پل سفید
ماهیای کارونم شدن تکیده خانومی
دیوارای قصر من کاغذای خط خطین
جایی نیست واسه فرار پاهام بریده خانومی
همیشه جمله ی آخر واسه تو معنی نداشت
اما بشنو : می کنم عکستو با بغض جویده خانومی
حالا با موی سفید تو موندی و حسرت من
هق هق شبا نه هامو کی شنیده ؟۱ خانومی ...
|