رویاها را برای تو می گذارم
و رو به دریا می دوم
نترس
ماسه ها در ساحل می رقصند
و مادران بر تابوت های عتیق
حالا که مرده ام
به یاد داشته باش
پیراهن اطلس بپوشی و
پروانه ای به گیس بیاویزی
برای پرواز و
سقوط در رویایی رقیق
سکه ها را می شمارم
و سکسکه ام را
که از دیدن تو آغاز شد
اما دیر است
سکه ای بینداز و برو
مرده روی زمین نمی ماند
RSS