|
تمام خاکهای زمین برای تو
اما دریاها را بگذار برای ملاحان
تا آواز کولیان را
برای بادهای مشکوک زمزمه کنند
و رقص ماهیان
نقره پاش مهتاب است اکنون
بر فراز بادبان ها
و خوابهای مه آلود
زنی را می طلبند
که از عتیق خاطره ها می آید
از عمق صخره های مرجان
نفس نفس می زند ساحل
در سحر پریان
سپیده می زند
و سینه های لرزان
مرطوب شهوت می شوند
|