|
از قراین نگفته هم پیداست
این خلایق سکوتشان غوغاست
- اگر این دشنه ها امان می داد
قصه ی ما پر از اگر - اماست
پاسبان ها دروغ می گفتند
شب قرق ها همیشه پابرجاست
کسی از در رسید و فتوا داد
بوسه در حکم قتل یا فحشاست
با غزل رو به باد رقصیدن
کفر محض است شک به ذات خداست
لابد از واجبات تاریخی است
این که زنجیر روی گرده ی ماست
گربه با خط خوش نوشت آری
مرگ تاوان عشق ماهی هاست
|