|
و شهر لاشه ی گندیده ی سگی مرده است
بلوغ دخترکانش دوباره . . . تا خورده است
تمام عقربه ها منتظرند اما . . . حیف
کسی نیا مده و عشق را نیاورده است
تمام پیکره ی این تبار تو خالی است
و روح کوروش قصه همیشه آزرده است
جناب شهردار عزیز طرح های شما
تمام آبروی غزل را به راحتی برده است
هوس مچاله شده . . . زیر چادری لخت است
خبر رسیده که وجدان شهر خط خورده است
|