|
نه مثل کرم ... نه طوطی صفت ... نه بازنده
غروردرقفس است ... این عقاب پرکنده
در این زمانه که سگهاش دم تکان دادند
به خاطر غم نان پیش گرگ دررنده
چقدر ساده شده خود فروشی از این دست :
نقاب شاعری و وصله ی نویسنده
حضور همهمه ی چاپلوس ها کم نیست
به دور وسوسه ی سفره ی - پدر خوانده -
هوای طایفه ی گربه ها دلم را زد
مرا ببر به تماشای ببر یکدنده
کسی که واژه جوید و به سایه ها تف کرد
به گربه - بوسه - رساند و به عقده ها خنده
ببر مرا به ملاقات بغض - بیضایی -
نوشته های - هدایت - کمی پراکنده
به روح تشنه ی جنگل به خشم - گلسرخی -
به ماه خسته ی - لورکا - از عشق آکنده
به ناله های - فریدون - سکوت (مختاری)
به عاشقانه ی - فرهاد - و زخم (پوینده )
ببر به کنج خرابات - احمد محمود -
سلام ساده ی - سیمین - به نسل آینده
به حرمت نفس - شاملوی - پا برجا
شعور گم نشد و شعر خوب ...شرمنده
صدای ساز مخالف ... گلوله در پاسخ
ولی به قول - فروغ - عاقبت صدا مانده
|