نه قصه قصه ی عشق و نه نامتان لیلا عجیب توی دل من نشسته ای حالا خجالت از سر و روی اتاق بالا رفت غزال خنده به لب ...شبکلاهتان آقا و چشم های تو تصویر یک خدا در خواب به زیر ملحفه ی پلک ، ناز در لالا پناه بر شب یلدا که گیسهای کسی شبیه مهر سیاهی است روی خاطره ها درست ساعت اردیبهشت می خواندم که رد پای غزل مانده بود بر صحرا - مونی که تا تونه دیدم تیه به ره موندوم - همیشه زمزمه ی یک مسافر تنها منم همیشه هواخواه رقص یک کولی صدای زخمی گیتار و بغض اسپانیا
|