دیوارهای خالی اتاق
دیوارها پوشیده از هیچ و هیچ پیچیده در اتاق تا لیوانی خالی را در خلال صحبت با تو بنوشم یا مست ولایعقل در کوچه های اهواز چشمان خون گرفته ام خیره در چراغ ماشین ها خواب دختری را ببینند که موهای بلندی داشت فقط همین مرا به خانه می رساند و
دیوارهای خالی اتاق
|